جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
.
50 -
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ
.
آيه در تكميل
إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ
است يعنى اين امكان هست كه من از جانب خود گمراه شوم ولى از جانب خدا فقط هدايت مىشوم ، خدا گمراه كننده نيست ، و چون اين سخنان را خدا وحى مىكند پس حق و هدايت است و اللَّه العالم
سَمِيعٌ قَرِيبٌ
تقويت جانب هدايت است كه خدا خواستههاى و جدان را مىشنود و به انسانها نزديك است ، پس هدايتم مىكند .
51 -
وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
.
اين آيه و سه آيهء بعدى در رابطه با آمدن عذاب و مرگ و از دست رفتن فرصت است رواياتى كه دربارهء ظهور حضرت مهدى صلوات اللَّه عليه و على آبائه وارد شده ، ظاهرا از باب تطبيق است ، در الميزان فرموده : روايات از طريق شيعه و اهل سنت مستفيض است در اينكه مراد از آيات چهار گانه به زمين رفتن جيش سفيانى است و آن از علائم ظهور حضرت مهدى عليه السّلام است .
يعنى به فزع و اضطراب مرگ مىافتند ولى فوت و فرار نيست ، اخذ از مكان قريب ، قبض روح است كه از خود انسان شروع مىشود گويى مكان قريب كنايه از خود انسان است
فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ
واقعه / 85 .
در مجمع البيان نقل شده : ابو حمزهء ثمالى گويد : از حضرت سجّاد عليه السّلام و حسن بن حسين عليه السّلام ( حسن مثنّى ) شنيدم مىگفتند : مأخوذ شونده لشكريان بيداء ( جيش سفيانى ) است كه از زير پاى خويش گرفتار مىشوند ( به زمين فرو مىروند ) .