در صافى از حضرت باقر صلوات عليه نقل شده :
« لكأنّى انظر الى القائم و قد اسند ظهره الى الحجر . . . فاذا جاء الى البيداء يخرج اليه الجيش السفيانى فيأمر اللَّه الارض فتأخذ باقدامهم و هو قول اللَّه عزّ و جلّ و لو ترى اذ فزعوا فلا فوت و اخذوا من مكان قريب »
نظير اين روايت در الميزان از درّ منثور از ابو هريره نقل شده است .
52 -
وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
.
يعنى در آن موقع كه مرگشان رسيد گويند « آمنّا » ولى ديگر از قرآن خيلى فاصله گرفتهاند ، نمىتوانند به آن دست يابند ، مكان بعيد ظاهرا كنايه است از اينكه قرآن را در دنيا گذاشته وارد برزخ شدهاند ، فاصلهء مكانى بسيار است ، اين آيه نظير
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ
مؤمنون / 100 ، است .
53 -
وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
.
حال است از « لهم » در آيهء سابق ، يعنى چطور آن را از مكان دور اخذ مىكنند ، حال آنكه قبلا در دنيا به آن كافر شده بودند و آخرت را از مكان دور نفى مىكردند .
منظور از « غيب » ظاهرا آخرت و از مكان بعيد دنياست و قذف به معنى انكار و نسبت دادن به اوهام است يعنى وقتى كه در دنيا بودند كه نسبت به آخرت مكان دورى است ، آخرت را انكار مىكردند .
على هذا مراد از
مَكانٍ بَعِيدٍ
در اين آيه دنيا و در آيهء قبل ، آخرت است .
54 -
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ
.
ممكن است حال بعد از حال باشد ، يعنى چطور قرآن را اخذ مىكنند