را تكذيب كردند .
علت اين تكذيب آن بود كه پيامبران مردم را به توحيد و عدالت و نظم و مراعات حقوق يكديگر و عدم فحشاء دعوت مىكردند ، اينكارها باب دندان و موافق ميل مترفين نبود لذا با پيامبران به مبارزه بر مىخاستند . عجب است كه قرآن مجيد ، اين مطلب را به صورت قاعدهء كلّى بيان مىكند « تنعم زدگى » چه بلاى بزرگى است .
35 -
وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
.
فاعل « قالوا » مترفين است . اموال و اولاد يعنى ثروت و قدرت در صورت نبودن ايمان باعث مترف شدن انسان است
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
علق / 6 و 7 .
جملهء
وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
شايد زبانحال و سخن ضمير آنها باشد ، يعنى آنها در اثر غرق در شهوات و قدرت دنيا بودن ، فكرى دربارهء عذاب آخرت ندارند نظير :
يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ
همزه / 3 .
و شايد آنها با ديدن ثروت و قدرت در وجود خويش به نوعى كرامت ذاتى معتقد بوده و فكر كردهاند كه اگر قيامت هم باشد آنها در عذاب نخواهند بود نظير
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً
كهف / 36 .
36 -
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
.
اين در جواب آنهاست كه دربارهء اموال و اولاد ادّعاى استقلال مىكردند جواب آنست كه : قبض و بسط روزى در دست خداست ، شما از افاضهء خدا استفاده مىكنيد ، شما مالك ذرّهاى از آسمانها و زمين نيستيد ، اين ادعا در اثر جهل