كلمهها
استضعفوا : ضعف : ناتوانى . استضعاف آنست كه شخص ناتوان نباشد بلكه ناتوانى را بر او تحميل كنند ، خواه از طريق فكر باشد ، خواه از طريق اجبار . « استضعفه : رآه ضعيفا » .
استكبروا : استكبار آنست كه انسان بزرگ نباشد ولى خود را بزرگ ببيند ( خود بزرگ بينى ) .
صددناكم : به نظر راغب صدّ و صدود گاهى به معنى اعراض آيد و گاهى به معنى منع ، در آيه معناى دوّم مراد است .
انداد : ندّ : مثل و نظير . « الندّ : المثل و العدل » جمع آن انداد است .
اغلال : غلّ ( بضمّ غين ) : طوقى كه بر گردن زنند « الغلّ : طوق يدخل فى العنق للذّل و الالم » جمع آن اغلال است .
مترفوها : ترفه ( بر وزن غرفه ) : نعمت . ترف ( بر وزن شرف ) : منعّم شدن . مترف ( بفتح راء ) ثروتمندى را گويند كه از تمتّع او جلوگيرى نمىشود ( ثروتمند عيّاش ) .
زلفى : زلف : ( بر وزن عقل و شرف ) نزديك شدن و مقدّم گشتن .
« زلف زلفا و زلفا : تقدّم و تقرّب » . زلفى : هم مصدر آمده به معنى نزديكى و هم اسم مصدر به معنى منزلت و مقام . الف آن براى تأنيث است .
ضعف : ( بكسر ضاد ) مثل . « ضعف الشيء : مثله فى المقدار » و نيز به دو برابر و بيشتر گفته مىشود . در آيه به معنى مضاعف است .
غرفات : غرفه : درجهء بلند ، در اصل بنائى را گويند كه بالاى بنائى باشد