تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
محذورى نداشته باشند نقل اينكه زينب به ديگر زنان آن حضرت افتخار مىكرد كه مرا خدا به رسولش تزويج كرده است و شما را اولياءتان .
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
. تأكيد مطلب بالاست كه فرمان خدا بايد عملى باشد ، برو برگرد ندارد . 38 -
ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
. توجيه و تعليل تزويج زينب است يعنى در آنچه خدا تعيين كرده بر پيامبرش حرجى و مانعى نيست « سنة » به قول مجمع البيان منصوب به نزع خافض و تقدير آن « كسنة اللَّه » است يعنى جريان در پيامبران گذشته نيز چنين بوده است مراد از « الذين » پيامبران گذشته است .
قَدَراً مَقْدُوراً
يعنى كار و قضاء اندازه شده . على هذا مراد آنست كه اين كار و اين تعيين روى حساب و روى ميزان است علتى ندارد كه اين كار ممنوع باشد : « امر » به معنى كار است . 39 -
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً
. الذين وصف
الَّذِينَ خَلَوْا
در آيه سابق است يعنى آن گذشتگان كسانى هستند كه پيامهاى خدا را مىرسانند و از خدا احتشام مىبرند و از كسى جز خدا نمىترسند ، از اين معلوم مىشود كه
وَ تَخْشَى النَّاسَ
در آيه خشيت دربارهء موهون بودن دين بوده است
وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً
تعليل
وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ
است يعنى چون خدا در حساب كشى كافى است و جز خدا مؤثرى در وجود نيست لذا فقط از خدا مىترسند . ناگفته نماند : ترس از دشمن و امثال آن كه سبب احتياط و پيشگيرى مىشود