مانعى نيست كه در پيامبران باشد اما اينكه پيامبران غير خدا را يك موجود مستقل بدانند و از آنها حساب ببرند و بترسند چنين ترسى در آنها عليهم السلام نيست .
40 -
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
:
تكميل مطلب سابق است يعنى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، على هذا پدر « زيد » هم نيست تا تزويج زن « زيد » بر او حرام باشد او فقط رسول خدا و خاتم پيامبران است ، كارى كه كرده در رابطه با رسالت و نبوت اوست ، به عبارت ديگر عمل تزويج زينب مربوط به خبر آسمانى و تبليغ آن است و اين كار به علم خدا بوده است كه خدا به هر چيز داناست . در تكميل معنى آيه چند نكته قابل ذكر است .
اول : مراد از « رجالكم » مردانى است كه در وقت نزول آيه حاضر بودهاند على هذا ابراهيم و قاسم و طيّب و مطهّر كه پسران آن حضرت بوده و همه در بچگى مردهاند از « رجالكم » نيستند ، چون آنها اطفال بودند و در طفوليت در گذشتهاند . پس « رجالكم » مقابل نساء و اطفال است .
دوم : ثابت شده كه آن حضرت دربارهء امام حسن عليه السّلام فرموده :
« ابنى هذا هذا سيد »
و دربارهء حسنين عليهما السّلام فرموده :
« ابناى هذان امامان قاما او قعدا »
اين سخن هم منافاتى با آيه « رجالكم » ندارد چون حسن و حسين عليهما السّلام در وقت نزول آيه جزء اطفال بودند نه رجال . و آن دو هنوز به حد جوانى نرسيده بودند كه آن حضرت از دنيا رحلت فرمود .
سوم : بنا بر لفظ رسول و نبى ، نبى آنست كه حامل خبر آسمانى باشد و رسول آنست كه خبر آسمانى را به صورت پيام تبليغ كند ، على هذا نفى نبوت نفى رسالت