أَدْعِيائِهِمْ
آيات شريفه اين جريان را در يك قالب بسيار عالى مجسم مىكند به نظر مىآيد مطرح شدن اين مطلب در قرآن مجيد براى اهميت آن و براى از بين بردن بدعت بوده است .
36 -
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ
.
اين آيه يك حكم كلى دربارهء همهء مؤمنين و مؤمنات است و نيز مقدمهء جريان زيد و زينب است كه بعدا خواهد آمد . قضاء خدا حكم و فرمان اوست دربارهء كارى . قضاء رسول ، خواست اوست در تصرف كردن دربارهء كارى از كارهاى مردم .
« كان » ظاهرا منسلخ از زمان است نظير
كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
على هذا « ما كان » يعنى : نيست ، بودن اختيار در كارشان آنست كه در مقابل حكم خدا و تصميم رسولش اظهار نظر بكنند و قبول ننمايند ولى اين اختيار را ندارند آن گاه در مقام تهديد فرموده :
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
.
گمراهى بعيد آنست كه برگشتن به راه راست در آن مشكل است .
37 -
وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ
.
جريان زيد از اينجا شروع مىشود مراد از « للذى » « زيد » است كه خدا به او نعمت هدايت داده بود و آن حضرت او را آزاد كرده بود ، آيه روشن مىكند كه زيد از اختلاف خانوادگى پيش آن حضرت شكايت كرده و اجازهء طلاق خواسته ولى حضرت در جواب فرموده همسر خويش را نگاهدار و از رفتار با او از خدا بترس . گويند : « امسك عليه » يعنى او را نگاه دار .