تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
35 -
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ . . .
اين آيه نوعى دفع دخل است ، گويى كسى مىپرسد چرا اين احكام مخصوص زنان آن حضرت است و چرا آنها بالخصوص مطرح شده‌اند ؟ در جواب فرموده : زنان و مردان از لحاظ نيكوكارى پيش خدا و در حكم خدا يكسان هستند ذكر زنان آن حضرت روى عللى بخصوصى است كه در اول « شرحها » گفته شد . آيات بسيارى از قرآن اين مطلب را روشن كرده است نظير :
أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى
آل عمران / 195 ،
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ . . .
نساء / 124 . ظهور آيه آنست كه مسلم با مؤمن فرق دارد بعضى از بزرگان در بيان فرق آيات فرموده : اسلام تسليم شدن به دين است با عمل به همه تكاليف اما ايمان عقد قلبى است كه عمل بر آن مترتب است ، پس مسلم تسليم شونده به عمل و مؤمن دارندهء عقد قلبى به دين است على هذا هر مؤمن مسلم است ولى هر مسلم مؤمن نيست . ناگفته نماند : اشكال اين سخن آنست كه در آخر آيه آمده :
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً
با آنكه مسلم بدان معنى ، اهل رحمت و مغفرت نمىتواند باشد على هذا مىشود گفت : فرق اين دو ( لا اقل در اينجا ) فرق مفهومى است نه مصداقى پس مراد از مسلمون كسانى هستند كه باطنا و ظاهرا تسليم خدا هستند نظير :
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
بقره / 141 مؤمنان كسانى هستند كه به دين اذعان دارند ، اذعانى كه سبب عمل به احكام است . احتمال ديگر آنست كه : مسلمون در درجهء ثانى و مؤمنون در درجهء اول باشند ، مانند
الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ . . .
طور / 21 ، « الحقنا » نشان مىدهد كه ذريه در درجهء ثانى هستند .