تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
كنيم كه گذشتگان كردند و مسخ شدند ؟ . . . سپس آنها به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله سفارش كردند ، كه كسى ميان شما و ما داورى كند ، حضرت فرمود : از اصحاب من هر كه را خواستيد داور اختيار كنيد گفتند : سعد بن معاذ را داور مىكنيم . آن حضرت قبول كرد . على هذا بنو قريظه از قلعه‌ها بيرون آمدند ، حضرت فرمود : سلاحهاى خويش را در غرفه‌اى گذاشتند . به دستور آن حضرت دست همهء آنها را بستند و به بند كشيدند و در خانهء اسامة بن زيد زندانى كردند . آن گاه حضرت به دنبال سعد بن معاذ فرستاد . سعد را آوردند ، حضرت جريان داورى را به ايشان اطلاع داد ، سعد حكم كرد كه رزمندگان آنها اعدام شوند ، زنان و فرزندانشان اسير گردند ، اموال منقولشان غنيمت باشد و غير منقول ميان مهاجران تقسيم شود ، زيرا كه مهاجران ساختمان و زمين ندارند . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله تكبير گفتند و فرمودند : ميان آنها با حكم خدا داورى كردى و در بعضى از روايات هست كه فرمود : حكمى كردى كه خدا نيز از بالاى هفت آسمان همان حكم را كرده است . به دنبال اين حكم ، به دستور آن حضرت مقاتلين آنها كه ششصد نفر بودند اعدام شدند ، گويند : چهارصد و پنجاه مرد را اعدام و هفتصد و پنجاه نفر را اسير كرد . حيى بن اخطب دشمن خدا را براى اعدام آوردند ، لباس فاخرى بتن داشت كه سوراخ سوراخ كرده بود تا بعد از قتل از بدنش بيرون نياورند ، دو دستش را بگردنش بسته بودند ، چون رسول خدا را ديد گفت : من خودم را در دشمن داشتن تو ملامت نمىكنم ليكن خدا هر كه را خوار كند ، خوار مىشود . سپس گفت : اى مردم از امر خدا باكى نيست ، تورات و قضا و قدر خدا
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 342 | على اكبر قرشى بنابى