26 - آيا بر آنها معلوم نشد كه چقدر از مردمان پيش از آنها هلاك كرديم ، كه اهل مكه در خرابههاى آنها راه مىروند ، در اينها عبرتهايى هست آيا نمىشنوند ؟ !
27 - آيا ندانستهاند كه ما آب را به زمين بى علف سوق مىدهيم و با آن كشتى را كه خود و چهارپايانشان مىخورند ، مىرويانيم ، آيا نمىبينند ؟ ! !
28 - مىگويند اين پيروزى كى خواهد بود اگر راست مىگوئيد ؟
29 - بگو : در روز پيروزى ، ايمان آوردن به كفار نفعى نمىدهد و آنها مهلت داده نمىشوند .
30 - از آنها روى بگردان و منتظر باش چنان كه آنها منتظرند .
كلمهها
مرية : شك . در اقرب الموارد گويد : « المرية : الشك يقال : فرية بلا مرية » اى بلا شك .
يفصل : فصل : جدا كردن و بريدن « فصل الشيء فصلا : قطعه و ابانه » مراد از آن در آيه ، داورى است .
يهد : اين لفظ معنى آشكار شدن مىدهد
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لَهُمْ
يعنى آيا بر آنها آشكار نشده است اين تركيب در سورهء اعراف / 100 طه / 128 نيز آمده است . پس هدايت به معنى تبيين است .
قرون : مردمان . قرن ( بر وزن عقل ) به معنى جمع كردن است از اين جهت ، قرن ، جماعتى را گويند كه در يك زمان جمع شدهاند ، يعنى زمان ، آنها را جمع كرده است راغب گويد : « القرن : القوم المقترنون فى زمن واحد » جمع آن قرون است .
جرز : ( بر وزن عنق ) زمين بىعلف . زمين خالى . جرز ( بر وزن عقل ) در اصل به معنى قطع است ، على هذا « جرز » به معناى مفعول