تعبير
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
در سورههاى ابراهيم / 5 و سبأ / 19 و شورى / 33 نيز آمده است .
32 -
وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ
.
اين آيه در رابطه با آنست كه توحيد ، فطرى انسانهاست ، حيلهگران و ناسپاسان در حال عادى آن را انكار مىكنند ولى چون به مخمصه افتادند و عوامل مادى بى اثر گرديد رو به طرف خدا مىآورند ، مانند آنكه در دريا باشند و امواج سهمگين همچون سايبانها بالا بروند و آنها را بپوشانند .
سپس مىفرمايد : پس از نجات دادن ، گروه اندكى از آنها در راه توحيد مىمانند ولى اكثرشان به شرك اولى باز مىگردند ، آنها همان حيلهگران و دغل كاران و كافران مىباشند . مراد از « الدين » در آيه ، عبادت و بندگى است .
33 -
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَ اخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً
« 1 » .
پس از بيان مطالب گذشته ، مردم به طور كلى مورد موعظهء خدا قرار گرفته و به تقوى و ترس از قيامت دعوت شدهاند ،
لا يَجْزِي والِدٌ . . .
در بيان آنست كه عزيزترين مدافع انسان ، در آن روز كارى به نفع انسان نمىتواند انجام بدهد ، زيرا به حكم
وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ
از وسائل دنيا در آنجا كارى ساخته نيست آن وقت در تعقيب اين مطلب فرموده :
إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ
.
هامش
( 1 ) « لا يجزى » وصف « يوما » و تقدير آن « لا يجزى فيه والد . . . » است « لا » دروَ لا مَوْلُودٌبه معناى « ليس » و « شيئا » به مفعول « جاز » است .