على هذا مجموع سه وصف : الحق و العلى و الكبير يك استدلال تمام هستند با در نظر گرفتن اينكه لفظ « هو » مىرساند كه اين سه وصف منحصر به خداى سبحان است توضيح اينكه ثابت مطلق كه بطلانى و زوالى در آن راه ندارد فقط خداست ، وجود او ضرورى و عدمش محال است وانگهى خدا از نقص و نياز و عجز برتر است و به كمالات و فضائل آراسته است ، اين خدا مىتواند آن كارها را بكند ، معبودهاى ديگر باطلند و فانى .
بنا بر اين « الحق » دلالت بر ثبات و ازلى و ابدى بودن دارد ، و « العلى » به صفات جلال و سلبيه و « الكبير » به صفات جمال و ثبوتيه دلالت مىكند .
31 -
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آياتِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
.
يكى ديگر از آيات توحيد جريان كشتىها و مسلط شدن انسان به درياهاست كه در ذيل آيهء
وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ
بقره / 162 مشروحا توضيح داده شده است .
باء در
بِنِعْمَتِ اللَّهِ
مىشود سببيه باشد در اين صورت مراد از نعمت ، اسباب و وسائل جريان كشتىها است از قبيل آب و خاصيت آن ، هوا و چيزهايى كه در ساختن و استفاده از كشتى دخالت دارند و مىشود آن به معنى « مع » باشد در اين صورت مراد اجناسى است كه به وسيلهء كشتى حمل مىشود نظير
بِما يَنْفَعُ النَّاسَ
.
مراد از « آياته » آيات توحيد است
صَبَّارٍ شَكُورٍ
به معنى بسيار خويشتن دار و بسيار شكرگزار است ، آن بر مؤمنان تطبيق مىشود كه در وقت مصائب خويشتن دار و به وقت نعمت شكرگزار هستند ، شايد مراد آن باشد كه استقامت دارند در تفكر ، و قدر شناسند ، بعد از دانستن نعمت ، حركت و منافع كشتىها براى آنان از آيات خداست .