تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
اقرار كرده‌اند زيرا خلقت از تدبير قابل انفكاك نيست ، على هذا مشركان در پرستش غير خدا محكومند .
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
در مقام آنست كه حجت آن حضرت قوى است كه كفار قدرت انكار ندارند ، در الميزان فرموده :
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
به معناى آنست كه بيشترشان نمىدانند كه اقرار به وجود خدا ، اقرار به توحيد اوست عده‌اى هم كه مىدانند خاضع نمىشوند . 26 -
لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
. مىشود گفت : اين آيه تكميل استدلال سابق است با اين بيان كه هر چه در آسمانها و زمين هست ملك و مال خداست ، ديگر چيزى نمانده كه خدايان آنها مالك شوند و مستحق عبادت گردند . دليل اين سخن آنست كه خدا غنى و بىنياز است ، و اگر چيزى در آسمانها و زمين ملك خدا نباشد در اين صورت او غنى بالذات نيست وانگهى فقط او محمود و پسنديده است ، چون همه چيز مال اوست و همه خيرات از اوست پس همهء ثناها راجع به اوست ، ديگر براى معبودهاى آنها چيزى نمىماند . 27 -
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
اين آيه در ارتباط با كثرت مخلوق و گسترش تدبير خداست به حدى كه خارج از حساب است ، پس چگونه مىشود خدا را با مخلوقات خويش مقايسه نمود و مخلوق عاجز را مانند او حساب كرد ؟ عجبا ! ! مراد از بحر ، مطلق درياست و مراد از
سَبْعَةُ أَبْحُرٍ
كثرت است و هفت بودن بخصوص منظور نيست . « كلمه و كلم » در اصل به معنى تأثير مىباشد چنان كه طبرسى و راغب گفته‌اند . در مجمع البيان فرموده : كلم ( زخم ) اثرى است دلالت بر زخم زدن دارد