تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
و كلام اثرى است دلالت بر معنى دارد . در شرح جامى گويد علّت اينكه به الفاظ كلمه و كلام گفته‌اند ، آنست كه كلمه و كلام در نفوس اثر مىكند مانند زخم در اجسام . پس مراد از
كَلِماتُ اللَّهِ
آثار خداست كه همان موجودات و مخلوقات خدا باشد ، آنجا هم كه دربارهء عيسى عليه السّلام آمده :
وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ
نساء / 171 منظور اثر و مخلوق است .
مِنْ شَجَرَةٍ
بيان
ما فِي الْأَرْضِ
است يعنى اگر آنچه در زمين از درخت هست قلم‌ها مىبود و در پا مركب مىشد و به اقلام در نوشتن مدد مىكرد و هفت دريا بر آن افزوده مىگرديد و مخلوقات خدا در قالب الفاظ نوشته مىشد ، باز نوشتن مخلوقات خدا تمام نمىگشت ، از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده ، كه
وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ
را « و البحر مداده » خوانده‌اند نظير
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
كهف / 109 . از الميزان بر مىآيد كه كلمات را موجودات گرفته و از
ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
استفاده كرده كه كلمات اللَّه غير متناهى است . به نظر نگارنده در غير متناهى بودن صريح نيست بلكه در غير قابل شمارش بودن صريح است . در مجمع البيان و جوامع الجامع كلمات را مقدورات و معلومات خدا دانسته و غير متناهى گفته است . در كشاف گويد : علّت آمدن « شجره » به جاى شجر مطلق ، آنست كه اگر درختها يكى يكى به صورت قلمها درآيند . . .
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
دو تا استدلال است ، اوّل عزيز ، دليل
ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
است زيرا اگر تمام مىشد دليل ناتوانى خدا بود . اما حكيم دليل گسترش تدبير است كه اگر فردى از آنها بدون حكمت و مصلحت بود منافى