بِغَيْرِ عِلْمٍ
مربوط است به « ليضل » يعنى نمىدانست اين چه بلائى است كه به سر خويش مىآورد و نيز مىخواست بدان وسيله راه خدا و دين خدا را مسخره كند ، لفظ سبيل مؤنث نيز به كار مىرود نظير
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي . . .
يوسف / 108 ، لذاست كه ضمير « يتخذها » مؤنث آمده است در زمينهء
لَهْوَ الْحَدِيثِ
رواياتى هست كه در نكتهها خواهد آمد ، جمع آمدن « لهم » براى در نظر گرفتن عموم است .
7 -
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
.
اين آيه در وصف
مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ
است ، يعنى او لهو الحديث را مىخرد ، اما چون آيات ما بر او خوانده شود خود بينانه اعراض مىكند و چنان بى اعتنا مىشود گويى كه نشنيده است و يا گويى ناشنواست و قدرت شنيدن ندارد .
كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها
در بيان آنست كه شنيده اما در اثر بى اعتنايى مانند نشنيده است اما
كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ
در صدد بيان آنست كه گويى قدرت شنيدن ندارد نتيجه آنكه : عذاب اليم در كمين اوست .
8 -
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ
.
نقطه مقابل
مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ
است از لحاظ ايمان و عمل و عاقبت كار « الصالحات » شامل تمام اعمال شايسته است خواه آنها باشد كه اسلام معين فرموده يا آنهايى كه انسان مىداند ولى در شرع بيان نشده است .
9 -
خالِدِينَ فِيها وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
.
تكميل عاقبت كار آنهاست
وَعْدَ اللَّهِ
مفعول مطلق فعل محذوف و « حقا » وصف آنست يعنى : « وعد اللَّه وعدا حقا » . لفظ عزيز حاكى است كه خدا به عذاب آنها و بهشت اينها قدرت دارد ، حكيم است ، يعنى اين كارها را به مصلحت انجام