51 - و اگر باد سردى بفرستيم ، مزرعه را خزان شده ببينند ، بعد از شادى كافر مىشوند .
52 - تو نمىتوانى مردگان را شنوا كنى و نمىتوانى دعوت خود را به گوش كرها برسانى آن گاه كه پشتكنان برگردند .
53 - تو هدايت كنندهء كوران از گمراهيشان نيستى فقط كسانى را شنوا مىكند كه به دلائل ما ايمان مىآورند و آنها مسلم مىباشند .
كلمهها
تثير : ثور : پراكنده شدن . اثاره : پراكندن و به حركت در آوردن « تثير » : حركت مىدهد .
كسفا : قطعهها و تكهها . كسف ( بر وزن جسر و عنب ) جمع كسفه به معنى تكه است .
ودق : ( بر وزن عقل ) به معنى باران است .
خلال : خلل ( بر وزن فرس ) فاصله و گشادگى ميان دو چيز ، جمع آن خلال است .
يستبشرون : استبشار : طلب شادى و يافتن يا دانستن چيزى كه شاد مىكند « يستبشرون » : شاد مىشوند .
مبلسين : ابلاس : ياس و تحير « مبلسين » : نوميدان .
مصفرا : زرد شده . صفره . زردى .
ظلوا : فعل « ظل » در آيه به معنى « صار » است .
صم : ناشنواها . مفرد آن اصم به معنى كر و ناشنوا است ، طبرسى آن را كر مادر زاد فرموده است .
عمى : جمع اعمى به معنى كور است .