كه خدا اهل ايمان و عمل را از فضل خود پاداش مىدهد ، لفظ
لِيَجْزِيَ . . .
نشان مىدهد كه جزاء و پاداش عمل از روى محاسبه و استحقاق است و چون انسان و همه چيز او ملك طلق خداست ، و خدا او را به همه چيز توانا كرده است ، از اين جهت ، خدا هر چه به بنده مىدهد از روى فضل است ، بى آنكه بنده ، در واقع استحقاقى داشته باشد ، پس پاداش ، نسبت به عمل ، جزاست و استحقاق ، ولى نسبت به مملوك بودن انسان فضل است نه استحقاق .
بدين طريق جمع ما بين « ليجزى و من فضله » درست مىشود . جملهء
إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ
در جاى « و ليجزى الذين اساء و بما عملوا » واقع شده است ، در واقع علّت در جاى معلول قرار گرفته است .
46 -
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ وَ لِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
.
آيات پنجگانهء فوق نتيجه گيرى بود از آيه
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ . . .
در اين آيه مطلب به همان آيه بر مىگردد و نمونههاى ديگرى از دلائل توحيد ارائه مىشود ، مراد از « مبشرات » بادهايى است كه پيش از آمدن باران مىآيند و مژدهء آمدن باران را مىدهند نظير
وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
اعراف / 57 .
مراد از رحمت در
وَ لِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ
ظاهرا باران است چنان كه در آيهء اعراف نيز باران مىباشد ، الميزان آن را آثار باد دانسته است مانند تلقيح اشجار ، دفع عفونتها » تصفيهء جو و مانند آنها ، به هر حال ، آن عطف است بر محل جملهء اولى و تقدير آن چنين است : « ان يرسل الرياح لتبشركم بها و ليذيقكم من رحمته » .