آيه گذشته ، خدا را از شرك مشركان تنزيه كرد ، به همين مناسبت در اين آيه مىگويد : گرفتارى و بلايا مولود شرك و كفر و گناه هستند به خدا نسبت داده نمىشوند ، گرچه آورندهء آنها خداست ولى نتيجهء اعمال شماست و اولا و بالذات مورد نظر خدا نيستند .
ناگفته نماند : قرآن مجيد صريح است در اينكه حوادث روزگار با اعمال بشر ، اعم از خوب و بد ، رابطه مستقيم دارند ، آنچه از حوادث به وجود مىآيد ، عكس العمل اعمال بشر است اين مطلب در « نكتهها » مشروحا خواهد آمد .
« الفساد » در آيه شامل مطلق فساد است اعم از طوفانها ، زلزلهها ، جنگلها بلاها ، امراض مسريه ، قحطى و هر پيشامد ديگرى كه مخلّ نظام زندگى است ، « ليذيقهم » نشان مىدهد كه آورندهء آن بلايا خداست ولى علّت اين كار « ما كسبت ايديهم » است وانگهى خدا مىخواهد مقدارى از آنچه را كه سبب شدهاند به آنها بچشاند تا شايد از كفر و شرك و گناه برگردند .
لفظ « بعضى » نشان مىدهد كه خداوند فقط مقدار كمى از آنها را مىچشاند و بسيارى از آنها را مىبخشايد
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
شورى / 30 .
42 -
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ
.
اين آيه يك شاهد عينى است نسبت به مطلب آيهء فوق كه در زمين مسافرت كنيد و با چشم خود به آثار و خرابههاى گذشتگان نگاه كنيد و بدانيد : چطور خداوند مقدارى را از آنچه كرده بودند به آنها چشانيد تا ديگران عبرت بگيرند . النهايه در اينجا عدهاى به كلى از بين رفتهاند ، و جريان آنها براى