وجود وحدانيت خدا دلالت مىكند ، توجه خود را به دين فطرى دائمى كن ، آن گاه در طى آياتى چند بيان شده كه مشركان و منكران به هنگام از كار افتادن وسائل مادى رو به خدا مىآورند ، اين دليل آنست كه ، فطرت انسان به خدا راه دارد و به سوى او دلالت و هدايت مىكند .
سپس در زمينهء اينكه گسترش و تنگى روزى در دست خداست تذكرى داده شده و به همان مناسبت سخن از احسان و نيكويى به ميان آمده است .
30 -
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
.
منظور از اقامهء وجه ، رو كردن و توجه به دين است به طور مداوم
فِطْرَتَ اللَّهِ
منصوب است به تقدير « اعنى » ، يعنى توجه به دين همان سرشت و نهاد خدايى است كه مردم را بر آن نهاد آفريده است .
مراد از
لِخَلْقِ اللَّهِ
همان فطرت است و آن پيوسته است و تغيير و دگرگونى ندارد ، دين مستقيم همانست كه مطابق فطرت و سرشت آدمى باشد و گرنه ، تحميل خواهد بود . حيف كه بيشتر مردم ، فطرى بودن دين را نمىفهمند .
منظور از آيه ظاهرا آنست كه احكام دين با فطرت و نهاد آدمى مطابق است دين مىگويد ، خوراك پاكيزه بخوريد ، از خوراك آلوده و گنديده بپرهيزيد به ديگران مخصوصا به پدر و مادر و اقوام نيكى كنيد ، به عدالت رفتار نمائيد ، ستم نكنيد ، مردم آزار نباشيد ، از حق خود دفاع كنيد ، منافق نباشيد ، صفا و خلوص داشته باشيد ، از همه مهمتر خدا را پرستش نمائيد كه همه چيزتان از اوست و . . .