بگذاريد ، پس از آن فرموده : براى فساد تلاش نكنيد . طبرسى رحمه اللَّه فرموده « و لا تفسدوا في الارض فسادا » گويا مراد از آن خيانت در معامله است ، كه در بعضى از آيات آمده :
وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ
.
37 -
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
.
در سورهء هود / 94 آمده است :
وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ
معلوم مىشود كه هلاكت آنها در اثر صيحهء آسمانى و در نتيجه لرزيدن و قالب تهى كردن بوده است « جاثمين » به زانو در آمدگان كنايه از مرگ و هلاك است .
38 -
وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَساكِنِهِمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ
.
در اين آيه و آيهء بعدى سياق كلام عوض شده ، به جاى ذكر انبياء ، اقوام آنها و پيشوايان ستمگر ذكر شدهاند
عاداً وَ ثَمُودَ
در تقدير « اذكر عادا . . . » مىباشد ، لفظ عاد منصرف است لذا با تنوين نصب آمده به خلاف ثمود كه غير منصرف مىباشد
مِنْ مَساكِنِهِمْ
فاعل « تبين » است يعنى بسيارى از مساكن آنها بر شما آشكار شده است ، كه اهل مكه در سفر يمن و شام خرابههاى آنها را مىديدند .
وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ
در جوامع الجامع فرموده : آنها عاقل و متمكن از اعمال نظر بودند . يعنى اهل بصيرت بودند و مىتوانستند در اثر بصيرت و بينايى ايمان آورند و اهل عذاب نگردند ، پس تقصير از خودشان است در لغت آمده :
« استبصر الامر : استبانه و تمكن من النظر فيه » .
در الميزان فرموده : قبلا در عبادت خدا و دين توحيد بودند كه همان دين فطرت است ، در اين صورت مراد از استبصار ، روشنايى دين است .
39 -
وَ قارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مُوسى بِالْبَيِّناتِ