نخواهد شكست .
دوم - امتحان با شكنجه و عذاب ستمگران است
فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ
. « 1 » سوم - امتحان با اينكه مشركان و اهل باطل به انسان بگويند :
اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَ لْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ . . .
مسلمانان پيش از هجرت با هر سه از اين امتحانها آزمون شدند چنان كه خواهد آمد .
1 -
الم
.
اين كلمه در قرآنها يك ايه شمرده شده است . در سورهء اعراف در زمينهء حروف مقطعه سخن گفتهايم به آنجا رجوع شود .
2 -
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
.
اين آيه مىگويد : با صرف گفتن اينكه : مسلمانم ، مؤمنم ، كار تمام نخواهد شد ، بلكه آزمون خواهيد شد تا صدق اين گفتار از كذب آن آشكار شود . دربارهء امتحان كه با دو طريق تشريع و تكوين است در « نكتهها » توضيح خواهيم داد ، ناگفته نماند : امتحان موجب تربيت و تكامل انسان است ، انسان موحد را امتحان اوج مىدهد و تربيت مىكند كه اگر امتحان نبود موحدان تربيت نمىشدند و لايق رحمت خاصهء خدا نمىگشتند و نيز نامحرمان و دروغ گويان از ديگران متمايز نمىشدند ، على هذا امتحان روى حكمت خدايى وضع شده است و « لا بد منه » مىباشد .
مراد از « يفتنون » در آيه آزمون شدن است
أَنْ يُتْرَكُوا
با تقدير باء سبب ، مفعول دوم « أ حسب » مىباشد ، استفهام براى انكار و توبيخ است . يعنى :
« ا حسب الناس ان يتركوا بقولهم آمنا . . . » .
هامش
( 1 ) در مجمع البيان از ابن جريج نقل شده : اين آيه دربارهء عمار ياسر نازل گرديد كه در دست مشركان شكنجه مىشد .