نكتهها
فهم و درك پرندگان و حشرات و غيره :
مىگويند : فرق انسان با حيوان آنست كه : انسان جهان بينى دارد و حيوان : جهان احساسى ، يعنى : شناخت انسان از جهان ، جهان بينى ، تجزيه و تحليل ، پى بردن از معلول به علّت و از جزئيات به كليات است و هكذا ، ولى در سائر موجودات زنده ، فقط جهان احساسى است كه مثلا مرغ دانه را احساس مىكند و مىخورد هكذا گاو علف را ، ايضا در سائر موجودات زنده .
اين سخن از نظر نگارنده قابل قبول نيست ، نمىتوان گفت : حيوانات و حشرات مانند يك ماشين حسابند ، ما در آيات گذشته خوانديم كه پرندگان با هم سخن مىگويند ، پيامبران سخن گفتن آنها را مىدانند . و خوانديم كه مورچه سخن گفت و سليمان را با اسم و رسم شناخت ، تحليلى كه هدهد از قوم سبأ كرد ، و اينكه سليمان نامه را به او داد و گفت ببين فيما بين خود چه گفتگويى مىكنند ، در حد يك متخصص است ، چطور مىشود اينها را فقط جهان احساسى دانست ، ميليونها انسان كه مدتها مسلمان بودهاند ، نمىتوانند مانند هدهد مسائل توحيد را تحليل نمايند . وانگهى كتابهايى دربارهء موريانه ، مورچگان ، زنبور عسل ، حواس اسرار آميز حيوانات نوشته شده ، كه باعث اعجاب هر بيننده است آن گاه در قرآن مىخوانيم كه همهء اينها امتهايى نظير امتهاى انسانند :
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
انعام / 38 ، آرى جنبندگان و پرندگان مانند اقشار انسانها امتها هستند ، جملهء
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
خيلى جاى دقت است ايضا جملهء
ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
، دقت در