خبء : پوشاندن . نهان كردن . « خبأ الشيء خبأ : ستره » در نهج البلاغه حكمت 148 فرموده : « المرء مخبوء تحت لسانه » مرد در زير زبانش پنهان است ، آن در آيه ، به معنى مفعول ( مخبوء ) است .
القه : فعل امر است از القاء ، هاء آن براى سكت است .
شرحها
آيات فوق قصهء دوم از قصص چهارگانهء انبياء در اينسوره است و آن قصهء داود و سليمان مىباشد . عجائبى در اين ماجرا نقل شده كه باعث اعجاب هر بيننده است . در اين آيات مىخوانيم كه داود و سليمان زبان و گفتگوى پرندگان را مىدانستهاند ، مورچگان سخن مىگويند ، فرمانروا و فرمانبردارند ، مورچگان انسانها را با نام آنها مىشناسند ، سليمان سخن گفتن مورچه را احساس كرد : هدهد دربارهء قوم سبأ و مسئلهء توحيد چنان بررسى كرد كه فقط از يك انسان حوزه ديده و درس خوانده ساخته است ، بقيهء جريان در زمينه سخن گفتن عفريت ، آوردن تخت ملكه سبأ كه خواهد آمد همه از عجائب اين ماجرا است اين آيات بسيارى از اسرار نظام آفرينش را فاش مىكند و مسائل مهمى را مطرح مىنمايد .
15 -
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ
.
نكره آمدن « علما » حاكى است كه آن ، علم بخصوصى بوده است ، گويى « فضلنا » هم در اثر داده شدن آن علم بوده است ، دانستن سخن پرندگان و گفتگوى مورچه ، آوردن تخت ملكه سبأ كه بعدا خواهد آمد ، مصداق همان علم مىباشد على هذا منظور از
كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ
كسانى هستند كه اين علم به آنها داده نشده