22 - سليمان كمى در انتظار ماند ( هدهد آمد ) و گفت واقف شدم به آنچه واقف نشدهاى و از قوم سبأ خبر يقينى به تو آوردهام .
23 - يافتم كه زنى بر آنها حكومت مىكرد و از هر چيز داده شده و تخت بزرگى دارد .
24 - ديدم كه او و قومش جز خدا به آفتاب پرستش مىكردند ، شيطان اعمالشان را خوب جلوه داده ، از راهشان بازداشته كه هدايت نميشوند .
25 - تا پرستش نكنند خدايى را كه موجودات مخفى را در آسمانها و زمين ظاهر مىسازد و مىداند آنچه را كه پنهان مىكنيد يا آشكار مىسازيد .
26 - اللَّه كه جز او معبودى نيست ، مالك حكومت بزرگى است .
27 - سليمان گفت : به زودى خواهيم ديد كه راست گفتهاى يا از دروغگويانى .
28 - اين نامه مرا ببر و به سوى آنها بيانداز سپس برگرد و بنگر چه جوابى مىدهند ،
كلمهها
داود : عليه السّلام از انبياء بنى اسرائيل ، نام مباركش شانزده بار در قرآن مجيد آمده است كتابى داشته به نام زبور ، بسيارى از حالات او در قرآن نقل شده است .
سليمان : عليه السّلام ، از انبياء بنى اسرائيل ، فرزند داود عليه السّلام ، نام مباركش هفده بار در قرآن مجيد آمده و بسيارى از حالات او در كلام اللَّه عظيم نقل شده است .
منطق : نطق و منطق : سخن گفتن . « نطق نطقا و منطقا » يعنى : سخن گفت ، طبرسى از اهل عربيت نقل كرده : نطق در غير انسان به كار نمىرود و در غير انسان صوت گويند ، راغب آن را مسلّم گرفته و گويد : در غير انسان بالتبع به كار مىرود ، امّا قرآن در انسان و غير انسان به كار برده است .