مهربانى است .
تقلبك : قلب : برگرداندن . تقلب : بر گرديدن و گردش و حركت و تصرف در امور .
افاك : بسيار دروغگو . افك : ساخته و بر گرداندن چيزى از حقيقت خود .
اثيم : صيغهء مبالغه است بسيار گناهكار و با صفت مشبهه است يعنى هميشه گناهكار .
غاوون : گمراهان . غى : ضلالت و گمراهى و منحرف رفتن .
شعراء : شعر ( بكسر شين ) : دانستن و زيركى . « شعر شعرا : علم به شعر لكذا : فطن له » و در نزد عربيت ، شعر كلامى است كه وزن و قافيه داشته باشد . بهر حال ، شعر در اصل به معنى دانستن و توجه خاص است و در اصطلاح به كلام موزون و قافيه دار اطلاق مىشود كه در آن دقت و ذوق به كار رفته ، شاعر گويندهء اين كلام است .
و چون شعر در اكثر توأم با خيالبافى است و تخيلاتى است كه اغلب مصداق خارجى ندارد لذا شعر را خيالبافى و شاعر را خيالباف گفتهاند ، اهل مكه كه رسول خدا را شاعر مىگفتند مقصودشان خيالباف بود .
واد : وادى سيلگاه كرانهء كوه . منظور از آن در آيه طريقهها و انواع مدح و ذم و تخيلات است .
يهيمون : هيم و هيام آنست كه انسان در اثر عشق بيخودانه راه برود ، « هام يهيم : خرج على وجهه لا يدرى اين يتوجه » پس « يهيمون » يعنى
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 416
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٤١٦