تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
13 - سينه‌ام تنگ مىشود ، زبانم روان نمىشود پس ( به برادرم ) هارون وحى فرست . 14 - آنها را بر عهدهء من تقصيرى است مىترسم مرا بكشند . 15 - خدا گفت : نترسيد با معجزات ما برويد ما با شما ( حاضريم و ) مىشنويم . 16 - بيائيد به سوى فرعون و بگوئيد : ما فرستادهء پروردگار مخلوقاتيم . 17 - بنى اسرائيل را با ما بفرست . 18 - فرعون گفت : آيا تو را در كودكى تربيت نكرديم ؟ ! و سالهايى از عمرت را پيش ما ماندى . 19 - و كردى آن كارت را كه كردى ، و تو از ناسپاسان نعمت منى . 20 - موسى گفت : من آن وقت كه آنكار را كردم از ناآگاهان بودم . 21 - و چون از شما ترسيدم فرار كردم ، خدايم به من تشخيص داد و از پيامبرانم گردانيد . 22 - و آن نعمتى است كه بر من منت مىنهى از آن جهت كه بنى اسرائيل را بردگان خودت گردانده‌اى . 23 - فرعون گفت : رب العالمين چيست ؟ 24 - موسى گفت : پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است اگر يقين طلب باشيد 25 - فرعون به اطرافيان گفت : آيا سخن موسى را نمىشنويد ؟ 26 - موسى گفت : او پروردگار شما و پدران شماست . 27 - فرعون گفت : اين پيامبر شما ديوانه است . 28 - موسى گفت : او پروردگار مشرق و مغرب است و آنچه ميان آن دو است ، اگر بفهميد ؟ 29 - فرعون گفت : اگر جز من معبودى بگيرى تو را از زندانيان مىكنم . 30 - موسى گفت : اگر چه معجزهء روشن گرى آورده باشم ؟ 31 - گفت : اگر راستگويى آن را بياور . 32 - موسى عصا را انداخت ناگاه اژدهاى آشكارى شد . 33 - دست خود را از گريبان بيرون آوردن كه براى ناظران نورانى بود . 34 - فرعون به اطرافيان گفت : اين جادوگر دانايى است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 334 | على اكبر قرشى بنابى