در كارهاى اجتماعى چون خواستند حاضر نشوند ، از رسول خدا و امام مسلمين اجازه بگيرند ، و آنان كه به وقت دعوت پيامبر اى جنگ در پشت سر يكديگر از مجلس خارج مىشوند از خدا بترسند .
كلمهء
آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ
بعد از آمدن « المؤمنون » اشاره به مؤمنان واقعى است يعنى مؤمنان واقعى آنها هستند كه . . . غرض از « امر جامع » امر اجتماعى و امرى است كه همه را جمع مىكند
لَمْ يَذْهَبُوا
يعنى از نزد رسول نمىروند و منصرف نمىشوند مگر آنكه براى رفتن اذن بگيرند .
فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
على هذا آن حضرت و ولى امر در اذن دادن مخير است اگر صلاح بداند اذن مىدهد
وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ . . .
حاكى است كه اين كار در واقع خلاف است ، امّا با اجازه و اعتذار آن حضرت جبران مىشود كه خدا آمرزنده و مهربان است .
در تفسير على بن ابراهيم آمده : اين آيه درباره حنظلة بن ابى عياش نازل شد كه بنا بود در شبى كه صبح آن جنگ « احد » پيش آمد عروسى كند از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله اجازه خواست كه آن شب نزد عروسش بماند ، خدا آيهء
فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ
را نازل كرد ، او نزد عروسش ماند ، وقت صبح در حال جنابت به ميدان جنگ آمد و شهيد شد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : ملائكه را ديدم در ميان آسمان و زمين در كاسههاى سيمين با آب باران حنظله را غسل مىدادند ، پس از آن او را « غسيل الملائكه » مىگفتند « 1 » .
63 -
لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً
هامش
( 1 ) در تفسير برهان بعد از نقل اين سخن فرموده : او حنظلة بن ابى عامر است چنان كه در ضمن خبرى در سوره آل عمران گذشت .