شرحها
در اين آيات حالات مشركان از وقت مرگ تا قيامت و از قيامت تا ابد بيان شده است ، به همين مناسبت كلّياتى از معاد از قبيل توزين اعمال ، بىاثر بودن نسبتها نيز بيان گشته است . مشركان وقت آمدن مرگ از خدا مىخواهند كه آنها را به دنيا برگرداند و بعد از داخل شدن به آتش نيز چنين تقاضايى خواهند داشت امّا هيچ يك پذيرفته نخواهد شد زندگى دنيا به نظرشان چنان كوتاه خواهد آمد ، گويى يك روز يا نصف روز بوده است .
در آخر آيات ، اشاره شده كه اگر قيامت نبود خلقت انسانها عبث بود ولى خدا حكمران حق و حكيم است كار عبث نمىكند آن وقت به رسول خدا فرمان مىدهد كه از خدا رحمت و مغفرت بخواهد .
99 و 100 -
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ
.
لفظ « حتى » متعلّق است به آنچه در گذشته دربارهء كفار گذشت از قبيل
بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هذا
يعنى در همان حال غفلت و شرك مىمانند تا وقتى كه مرگشان آيد ، ظاهرا خطابشان متوجّه به ملائكه است كه او را قبض روح مىكنند .
به نظر الميزان « رب » منادى است كه خوف ندا از آن حذف شده ، تقدير آن « يا رب ارجعون » است يعنى اوّل به خدا استغاثه مىكند و سپس به ملائكه مىگويد كه مرا به دنيا برگردانيد تا در ثروتى كه ترك كردهام عمل صالح انجام دهم و انفاق كنم .
على هذا منظور از « ما تركت » ثروت دنيا است كه ترك كرده ، به قولى