تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
آن در آيه معناى اول است ، اصل كلمه از ملء به معنى پركردن مىباشد . يتفضل : فضل : برترى و احسان تفضّل در آيه به معنى خود برتر دانستن و رياست طلبى است . جنة : جنون و ديوانگى ، به نقل صحاح آن اسم مصدر است . اسلك : داخل كن . سلك ( بر وزن عقل ) : داخل شدن و داخل كردن ، لازم و متعدى هر دو آمده است . استويت : استقرار يافتى . استواء اگر با « على » باشد به معنى استقرار و اگر با « الى » باشد به معنى توجه است . منزلا : مصدر ميمى است به معنى نازل كردن . قرنا : جماعتى كه مقارن هم مىباشند طبرسى فرمايد : « القرن اهل العصر على مقارنة بعضهم لبعض » مبلتين : ابتداء : امتحان . « مبتلون » : امتحان كنندگان ، آن جمع « مبتلى » است . اترفناهم : ترفه : نعمت . اتراف : وسعت دادن نعمت . « اترفناهم » يعنى نعمت وسيع داديم به آنها . هيهات : اسم فعل است به معنى « دور شد دور است » . افترى : فريه : دروغ افتراء : دروغ بستن . غثاء : خاشاك كف ديك كه به اطراف مىريزد « غثاء السيل غثاء القدر » از همين است ( علف خشكيده ) .