آن در آيه معناى اول است ، اصل كلمه از ملء به معنى پركردن مىباشد .
يتفضل : فضل : برترى و احسان تفضّل در آيه به معنى خود برتر دانستن و رياست طلبى است .
جنة : جنون و ديوانگى ، به نقل صحاح آن اسم مصدر است .
اسلك : داخل كن . سلك ( بر وزن عقل ) : داخل شدن و داخل كردن ، لازم و متعدى هر دو آمده است .
استويت : استقرار يافتى . استواء اگر با « على » باشد به معنى استقرار و اگر با « الى » باشد به معنى توجه است .
منزلا : مصدر ميمى است به معنى نازل كردن .
قرنا : جماعتى كه مقارن هم مىباشند طبرسى فرمايد : « القرن اهل العصر على مقارنة بعضهم لبعض » مبلتين : ابتداء : امتحان . « مبتلون » : امتحان كنندگان ، آن جمع « مبتلى » است .
اترفناهم : ترفه : نعمت . اتراف : وسعت دادن نعمت . « اترفناهم » يعنى نعمت وسيع داديم به آنها .
هيهات : اسم فعل است به معنى « دور شد دور است » .
افترى : فريه : دروغ افتراء : دروغ بستن .
غثاء : خاشاك كف ديك كه به اطراف مىريزد « غثاء السيل غثاء القدر » از همين است ( علف خشكيده ) .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص١١٨