گويى منظورش آن بود كه به سر اصنام شما بلا مىآورم و آنها نمىتوانند از خود دفاع بكنند و بر شما معلوم مىشود كه كارى از آنها ساخته نيست احتمال قوى آنست كه اين سخن را در ضمير خود گفته باشد ، زيرا چنين خطابى بر آنها در آن روز ، مشكل و دور از احتياط بود و از
سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ
نيز استفاده مىشود و الا مىگفتند : شنيديم كه ابراهيم قبلا چنين وعدهاى كرده بود
بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ
يعنى : بعد از آنكه پشتكنان از بتخانه يا از شهر بر گرديد ، از اين معلوم مىشود كه آنها در روز معين شهر يا بتخانه را خالى گذاشته و به مراسمى مىرفتهاند نظير عيد و مانند آن . طبرسى فرموده : گويند : آنها در هر سال عيدى داشتند ، وقت برگشتن از آن به سوى بتها مىآمدند و به آنها سجده مىكردند .
58 و 59 -
فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ
لفظ « لعل » به معنى « تا » است نه به معنى « شايد » ضمير « اليه » راجع به « كبيرهم » است نه بابراهيم ، منظور آن حضرت اين بود كه بت بزرگ را متهم كنند كه او اينها را تكه پاره كرده است و در عين حال مىخواسته براى
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا
زمينهچينى كند ، لفظ « من » در جمله « من فعل » ظاهرا استفهام است و آيه بعدى آن را تأييد مىكند .
60 -
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
منظور از « يذكرهم » به بدى ياد كردن است يعنى آنها را تخطئه مىكرد و عيب مىگرفت و مىگفت : « لا يضر لا ينفع » هستند تقدير ابراهيم « هو ابراهيم » است چنان كه در مجمع البيان فرموده است .
61 -
قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ