تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
مىكند نتيجه آنكه : آنها خواستند ابراهيم را با آتش اعدام كنند ولى تيرشان به سنگ خورد . زيانكار بودند ، زيانكارتر شدند . در روايات شيعه و اهل سنت آمده كه ابراهيم را در منجنيق گذاشته و به آتش انداختند . در تفسير برهان در روايت امام باقر عليه السّلام هست : « فقال للنار كونى بردا فاضطربت اسنان ابراهيم صلّى اللَّه عليه حتى قال اللَّه عز و جل و سلاما على ابراهيم . . . » يعنى چون خدا به آتش گفت : سرد باش چنان سرد شد كه دندانهاى ابراهيم از سرما لرزيد خدا فرمود : « و سلاما » . در علل الشريع از امام صادق عليه السّلام نقل شده : « لما القى ابراهيم عليه السّلام في النار تلقاه جبرئيل في الهواء و هو يهوى فقال يا ابراهيم أ لك حاجة ؟ فقال امّا اليك فلا » ( الميزان ) . 71 -
وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ
از لفظ « نجيناه » روشن مىشود كه ابراهيم را از آن ديار بيرون كرده‌اند در روايت امام صادق عليه السّلام آمده است : « فامر نمرود أن ينفوا ابراهيم من بلاده » لوط خواهر زاده ابراهيم عليه السّلام بود كه به او ايمان آورد
فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي
عنكبوت / 26 ، منظور از « ارض مبارك » سرزمين شام و فلسطين است كه چندين بار به لفظ « باركنا » در قرآن مجيد آمده است . 72 -
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ
نافلة به معنى عطيه است ، اسحاق پسر ابراهيم و هكذا اسماعيل هر دو بعد از خروج ابراهيم از بابل ، متولد شده‌اند ، آن هم در حال پيرى آن بزرگوار
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
ابراهيم / 39 ، يعقوب پسر اسحاق است عطيه بودن آنها در اثر « صالحين » بودنشان بود .