اول : با مردن تو ، آنها مخلّد نخواهند بود تا ( به خيال خود ) راحت شوند .
دوم : اگر پس از تو مقدارى هم ماندند ، زندگيشان خالى از آزمايش و خير و شرّ نخواهد بود .
سوم : بالاخره اگر هم مقدارى بمانند پيش ما برمىگردند و حساب پس مىدهند .
منظور از « نفس » در آيه شخص و انسان است
نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً
حاكى است كه مرض و فقر و صحّت و غنى ، عواملى هستند كه انسان با آنها آزمايش مىشود و در مسير تكامل يا حضيض ذلت مىافتد ، ابتلاء با خير و شر جز سير در راه كمال يا شقاوت نمىتواند باشد ، لازمهء اين امتحان همان رجوع الى اللَّه است ، و گر نه صرف امتحان فائدهاى نخواهد داشت ، لذا فرموده :
وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ
.
« فتنه » ظاهرا مفعول مطلق است و تقدير آيه « نفتنكم بالشر و الخير فتنة » مىباشد .
36 -
وَ إِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَ هذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمنِ هُمْ كافِرُونَ
.
جملهء
أَ هذَا الَّذِي . . .
مصداق مسخره است و تقدير آن « يقولون أ هذا الذى . . . » مىباشد ، جمله
وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمنِ . . .
حال است از فاعل « يقولون » كه گفته شد ، يعنى اين سخن را در حالى مىگويند كه به ياد كردن خداى رحمن كافر مىباشند و خدا را با اين صفت كه رحمت و فيضش ، همه جا را پر كرده است ياد نمىكنند و خلاصه : از اينكه مىگويى : خدايان آنها لا يضر و لا ينفع است ناراحت مىشوند ولى از ياد نكردن خداى رحمن ناراحت نيستند ، بعضى