تأثير آن است مگر از كسى كه خدا اجازه فرمايد ، در زمينه شفاعت در سورهء بقره / 48 به طور تفصيل سخن گفتهايم .
غرض از
رَضِيَ لَهُ قَوْلًا
آنست كه آنها سخن حق بگويند و بدانند براى كدام شخص شفاعت مىكنند و خداوند كدام شفاعت را مىپذيرد مانند :
أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً
نبأ / 38 و اين ميسر نيست مگر از انبياء و ائمه و بندگان خالص خدا .
110 -
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
با ملاحظه همين آيه در سورهء بقرهء / 255 معلوم مىشود كه اين آيه راجع به شفاعت كنندگان است و روشن مىكند كه خدا به آنها احاطه علمى مطلق دارد ولى آنها احاطه علمى به خدا ندارند ، يعنى : خدا به هر كس اجازهء شفاعت نمىدهد بلكه به كسانى كه كاملا از وضع آنها آگاه است و مىداند كه شايستگى اين كار را دارند و مطابق رضاى او سخن مىگويند و بر خلاف نمىگويند ، على هذا ضمير « هم » به
مَنْ أَذِنَ لَهُ
راجع است به اعتبار معناى آن .
مراد از
ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ
حالات حاضر آنها در قيامت است و از
ما خَلْفَهُمْ
حالات آنها در دنيا است كه در آن روز پشت سر آنها خواهد بود . و اگر مراد گناهكاران باشد ، منظور آنست كه خدا امروز و گذشته آنها را مىداند و مىداند كه مستحق شفاعتند .
111 -
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً
منظور از آيه بيان خضوع و تسليم شدن همه به خدا است ، آمدن « وجوه » شايد براى آنست كه خضوع اول بار در چهره ظاهر مىشود و يا خضوع وجوه نمايانگر تمام وجود است ، آمدن دو وصف « حى - قيوم » به نظر الميزان براى آنست كه مردم مرده بودند و زنده شدهاند ولى خدا زنده دائمى است و قيّوم