تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
آهسته سخن مىگويند . خفت ( بر وزن عقل ) : آهسته سخن گفتن . امثل : امثل را افضل گفته‌اند ، مؤنث آن مثلى است كه در
وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى
گذشت . نسفا : نسف ( بر وزن عقل ) : ريز ريز كردن چنان كه در آيه 97 گذشت آن به معنى كندن نيز آمده است « نسف الريح التراب : فرقه و ذره » گويند : « نسف البناء نسفا : قلعه من اصله » . يذرها : وزر : ترك كردن ، انداختن از روى بىاعتنايى « فيذرها » : مىگذارد و آن را . قاعا : زمين هموار كه كوه و جنگل در آن نيست ( بيابان هموار ) . صفصفا : زمين هموار بىعلف : گويى در هموارى مانند يك صف است ( مجمع ) . امتا : امت ( بر وزن عقل ) : بلندى . مكان مرتفع ، على هذا « عوج » در آيه به معنى انخفاض و پستى است و در آيه بعدى به معنى انحراف است . خشعت : خشوع : تذلل و تواضع . « خشع له خشوعا : ذل و تطأمن » آن در آيه به معنى آهسته شدن است . همس : صداى آهسته و نيز صداى آهستهء قدم زدن . عنت : عناء : خضوع و ذلت
عَنَتِ الْوُجُوهُ
: چهره‌ها خاضع شدند . خاب : خيبة : نوميد شدن . خسران و محروم شدن . هضم : هضم به معنى شكستن و ناقص كردن آمده است ، آن در آيه به معنى نقص است گويند : « هضمه : نقصه من حقه » .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 445 | على اكبر قرشى بنابى