تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
بر شما وارد شود ، هر كه غضب من بر او وارد شود ساقط شده است . 82 - و من آمرزنده‌ام كسى را كه توبه كند و ايمان آورد و سپس به ولايت و سرپرست خدايى هدايت شود . 83 - اى موسى چه چيز تو را از قوم خود به عجله واداشت . 84 - گفت : آنها پشت سر منند ، و من در آمدن به سويت شتاب كردم تا از من خوشنود شوى . 85 - فرمود : ما از پس تو ، قوم تو را امتحان كرديم و سامرى آنها را اضلال نمود . 86 - موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خويش برگشت و گفت : اى قوم مگر خدا به شما وعدهء خوب نداد ، آيا زمان رفتن من بر شما طولانى شد يا خواستيد غضبى از خدا بر شما وارد شود كه وعدهء مرا تخلف كرديد ؟ ! 87 - گفتند : ما به اختيار خود وعدهء تو را تخلف نكرده‌ايم بلكه اثقالى از زيور قوم فرعون را با خود داشتيم كه در آتش انداختيم ، سامرى نيز انداخت . 88 - پس براى آنها گوساله‌اى بيرون آورد كه صداى گوساله داشت ، گفتند : خداى شما و خداى موسى اين است كه آن را از ياد برده است . 89 - آيا نمىديدند كه گوساله به آنها جواب بر نمىگرداند و براى آنها مالك نفع و ضررى نيست . 90 - هارون قبلا به آنها گفته بود كه اى قوم با اين گوساله به فتنه افتاديد ، پروردگار شما خداى رحمن است ، از من پيروى كنيد و فرمانم را اطاعت نمائيد . 91 - گفتند : ملازم عبادت او خواهيم بود تا وقتى كه موسى به سوى ما بازگردد . 92 - موسى گفت : هارون چه چيز بازداشت ترا آن گاه كه ديدى گمراه شدند . 93 - كه فرمان مرا اطاعت نكنى آيا امر مرا عصيان كردى ؟ ! 94 - گفت : پسر مادرم از ريش و سر من مگير ، ترسيدم كه بگويى ميان بنى اسرائيل اختلاف افكندى و قول مرا رعايت ننمودى . 95 - موسى گفت : اى سامرى اين چه كارى است . 96 - گفت : دانسته‌ام آنچه را كه اينها ندانسته‌اند ، مشتى از اثر رسول را برداشتم و انداختم ، ضميرم به من اين را خوش وانمود كرد .