تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
65 - گفتند : اى موسى يا تو بياندازى و يا ما اولين كسى باشيم كه مىاندازد . 66 - گفت : بلكه شما بياندازيد ، ناگاه ريسمانها و چوبدستىهاى آنها در اثر سحر ، به گمان موسى به شدت حركت مىكردند . 67 - موسى در خود احساس خوف كرد . 68 - گفتيم : نترس كه تو حتما برترى . 69 - آنچه در دست دارى بيانداز تا آنچه كرده‌اند ببلعد ، آنچه كرده‌اند حيلهء جادوگر است ، جادوگر هر كجا بيايد رستگار نمىشود . 70 - پس ساحران سجده‌كنان افتادند و گفتند : به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم . 71 - فرعون گفت : آيا پيش از آنكه اجازه دهم به او ايمان آورديد ، او استاد شما كه شما را تعليم سحر كرده است . حتما حتما دستها و پاهاى شما را به عكس خواهم بريد و يقين بدانيد كه در تنه‌هاى خرما به دارتان خواهم زد و به زودى مىدانيد كه كدام يك از من يا خداى موسى در عذاب سختر و پايدارتر است . 72 - گفتند : تو را بر دلائلى كه بر ما آمد ، اختيار نخواهيم كرد ، هر چه مىتوانى حكم كن كه فقط در اين دنيا فرمان قطع مىتوانى بدهى . 73 - ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهان ما را و سحرى را كه بر ما تحميل كردى ببخشايد خدا بهتر و باقىتر از تو است . 74 - هر كه مجرم پيش خدا آيد ، جهنم او راست كه در آن نه مىميرد و نه زنده مىماند . 75 - و هر كه پيش خدا آيد در حالى كه ايمان آورده و كارهاى خوب انجام داده است ، درجات والاتر براى او است .