تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
76 - بهشتهاى خلود كه نهرها از زير آنها روان است در آنها جاودانانند ، پاداش كسى كه پاك شود همين است . 77 - به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شب هنگام راه ببر و براى آنها در دريا راه خشكى بزن نه از گرفتارى مىترسى و نه از غرق شدن . 78 - فرعون آنها را تعقيب كرد ، آنها را پوشانيد از دريا آنچه پوشانيد . 79 - فرعون قوم خويش را گمراه كرد و هدايت ننمود .

كلمه‌ها

حبالهم : حبال : ريسمانها . مفرد آن حبل است . عصيهم : چوبدستىها . مفرد آن عصا است . يخيل : خيل ( بر وزن علم و عقل ) : گمان . « خال الشيء : ظنه »
يُخَيَّلُ إِلَيْهِ
: گمان مىرفت براى او . اوجس : وجس : فزع . فزعى كه در قلب افتد و يا از خبرى احساس شود و نيز به معنى خفاء و پنهانى است ، ايجاس : احساس و پنهان كردن « اوجس » در آيه ظاهرا احساس كردن است . خيفة : راغب گويد : خيفه حالتى است كه از خوف عارض مىشود و در جاى خوف به كار ميرود . تلقف : لقف : ربودن . راغب گويد : گرفتن شيء است به زيركى خواه با دست باشد يا با دهان . قاموس : ربودن و اخذ به سرعت گفته است ، گرفتن با گوش ( شنيدن ) را نيز لقف گويند در نهج البلاغه خطبهء 208 فرموده : « . . . رآه و سمع منه و لقف عنه » : يعنى : آن حضرت ديده و از او شنيده و اخذ كرده است .