اختيار و انتخاب است ، اين جمله در عين حال كه به نبوت دلالت دارد ، روشن مىكند كه موسى خالص شده براى خدا بود ، غير خدا را در او راهى و بهرهاى نبود چنان كه در جاى ديگر آمده :
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
مريم / 51 به هر حال معنى
وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي
يدرك و لا يوصف است ، خوشا به حال موسى ، يك بشر خاكى به مرحلهاى از تكامل مىرسد كه چنين خطابى از طرف خدا مىشنود .
منظور از آيات ، عصا و يد بيضاء و ساير معجزات است كه بنا بود بعدا داده شوند ، اين ، نظر الميزان است ، چون آن وقت فقط دو معجزه داده شده بود ، باء در « بآياتى » ظاهرا به معنى « مع » است يا به معنى استعانت مىباشد ، مراد از « ذكرى » شايد ذكر زبانى و ظاهرى باشد كه پيوسته مرا ياد كنيد تا توحيد در مقابل شرك بلند آوازه شود و شايد ذكر باطنى و توجه به خدا و استمداد از خدا باشد در اين آيه فرمان اولى كه به موسى آمده بود تكرار شده و هارون نيز مأموريت يافته است .
43 و 44 -
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى
.
تكرار امر ظاهرا يكى از آن جهت است كه در اين آيه به موسى و هارون هر دو خطاب شده و نيز مقدمه است بر دستور دوم يعنى :
فَقُولا لَهُ . . .
الميزان بعيد نمىداند كه اين خطاب در جاى ديگرى بوده باشد ، مخصوصا با ملاحظه
قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا
كه هر دو برادر به خدا جواب مىدهند پيداست كه در دفعهء اول هارون حاضر نبود . اينكه : فرموده : با او به ملايمت سخن گوئيد چون مدارا از آداب دعوت به حق است ، ناگفته نماند « يتذكر » در جاى قبول و « يخشى » در جاى نزديك شدن به قبول است معنى