. . . وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى
.
اين منّت و عنايت سوم خدا به موسى است . در سورهء قصص مىخوانيم كه موسى يك نفر قبطى را كشت . فرعونيان جلسه كردند تا موسى را بكشند ، موسى از شنيدن آن به « مدين » فرار كرد و در آنجا دختر شعيب را به زنى گرفت و از غم تعقيب فرعون نجات يافت و شعيب به او گفت :
لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
.
جملهء
وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً
حاكى از آنست كه در ضمن قتل قبطى و امامت در مدين ما تو را به طرز مخصوص آزموديم و براى نبوت آماده كرديم ، اقامت تو ده سال در اهل مدين در خانه و چوپانى شعيب از آن جمله بود ، ظاهرا منظور از اين آزمون تكامل و آمادگى موسى براى حمل بار سنگين نبوّت بوده است .
مراد از « على قدر » شايد اندازهء امتحان و آنچه از امتحان اندوخته بود ، باشد يعنى : سپس بر آن مقدار لياقت و آمادگى كه از امتحان اندوخته بودى پيش ما آمدى يا مراد آنست كه : آمدى در وقتى كه خدا مقدر كرده است .
آيه ، با « يا موسى » تمام شده براى تشريف موسى چنان كه در الميزان فرموده است .
41 و 42 -
وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي
اصطناع شايد به معنى تربيت باشد ، يعنى تو را در اين مراحل براى خودم تربيت كردم ، در اين صورت نظير عطف تفسير بر مطالب گذشته است و يا به معنى