3 - بلكه آن را بيدار كننده نازل كردهايم به كسى كه مىترسد .
4 - نازل شده از طرف كسى كه زمين و آسمانهاى بلند را آفريده است .
5 - او رحمن است كه بر عرش تدبير استقرار يافت .
6 - او راست ، آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنچه ميان آن دو و آنچه در زير خاك است .
7 - اگر قولت را آشكار كنى پس او مىداند مخفى و مخفىتر را .
8 - او اللَّه است كه جز او معبودى نيست ، نامهاى بهتر خاص او است .
كلمهها
طه : در زمينهء حروف مقطعه در اول سورهء اعراف بحث مفصلى آوردهايم به آنجا رجوع شود ، زمخشرى گويد : ابو عمرو آن را با تفخيم طاء و امالهءها ، ابن كثير با تفخيم هر دو ، ديگران با امالهء هر دو ( طاها ) خواندهاند . آن فقط يك بار در قرآن آمده است .
تشقى : شقاء به معنى تعب و رنج است ، زمخشرى گويد : آن به معناى تعب مىآيد ، لازم و متعدى به كار رفته است « لتشقى » : تا به زحمت بيافتى يا ( تا خود را به زحمت بياندازى ) .
العلى : على ( بر وزن قرى ) جمع عليا ، مؤنث اعلى است .
عرش : تخت حكومت در اصل به معنى بالا بردن است ، عرش آن گاه كه به خدا نسبت داده شود ، گاهى مراد از آن ، موجود خارجى است ، مثل
وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ
زمر / 75 و گاهى كنايه از حكومت و تدبير جهان است چنان كه در اين آيه .