تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
بعضى روايات هست كه او زنده است . در تفسير برهان از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نقل شده : در معراج در آسمان چهارم مردى را ديدم به جبرئيل گفتم : او كيست ؟ گفت : او ادريس است به او سلام كردم ، او بر من سلام كرد ، من براى او از خدا مغفرت خواستم او براى من مغفرت خواست . در سفينة البحار از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه دربارهء مسجد سهله فرمود آن جاى خانهء ادريس است كه در آن جامه مىدوخت . در مجمع البيان فرموده : او جد پدر نوح عليه السّلام است ، اسم او در تورات اخنوخ است ، او اول كسى است كه با قلم نوشت و جامه دوخت و گويند : خدا به او علم نجوم و حساب و هيئت آموخت و اينها معجزهء او بود . ناگفته نماند : روايات دربارهء آسمان رفتن او زياد است و در اين باره به بحار . تفسير برهان ، الدر المنثور و مانند آن رجوع شود ، و اين در صورت صحيح بودن بعيد نيست ، در تورات سفر تكوين باب پنجم مىنويسد : يا رد صد و شصت دو سال زندگى كرد و خنوخ را به دنيا آورد ، و از خنوخ ، متوشالخ به دنيا آمد سپس متوشالخ را « لمك » نام مىبرد و گويد : از « لمك » نوح به دنيا آمد اين مؤيد سخن . مجمع البيان است كه فرمود : ادريس جد نوح بود . هاكس آمريكايى در قاموس كتاب مقدس از او نام برده و گويد : مانند ايليا طعم مرگ را نچشيد ، حالات او در سورهء مريم همانست كه گفته شد و در سورهء انبيا چنين است :
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ
85 - 86 .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 343 | على اكبر قرشى بنابى