دور تر است .
أجاء : جاء گاهى با « باء » متعدى شود و گاهى با باب افعال ، آن در آيه از باب افعال است « اجائها » : آورد او را .
مخاض : مخاض درد زائيدن . « جذع » : تنهء درخت .
نسيا : نسى و نسيان : فراموشى و بىاعتنايى . فيومى در مصباح گويد :
فراموشى از روى غفلت و ترك از روى عمد ، على هذا بىاعتنايى را هم نسيان گويند « نسيا » در آيه ( بفتح نون ) و كسر آن خوانده شده و هر دو به معنى چيز حقير و غير قابل اعتناء است
نَسْياً مَنْسِيًّا
چيز نامعتنا به و فراموش شده .
سريا : سرىّ : نهر جارى ، هزى : هزّ : تكان دادن ، حركت دادن . « هزّى » امر مؤنّث حاضر است يعنى : تكان ده ، به حركت آور . اهتزاز : تكان خوردن .
جنيا : جنى ( بر وزن عقل ) : چيدن ميوه . « جنى الثمرة : تناولها من شجرها » « جنّى » : ميوه تازه كه الساعه چيده شده است .
قرى : كلمهء « قرّي » امر مؤنث حاضر است يعنى قرار و آرامى بده ، « قرّت عينه » چشمش آرام گرفت ، آن كنايه از شادى است « قرى عينا » شاد باش . « طيبى نفسا » ، انسيا : منسوب به انس ، خلاف جنّ . يعنى انسانى ، فريا : فرىّ : نو در آورده ، ساخته . فرى در اصل به معنى قطع و شكافتن است . آن را قبيح و منكر نيز گفتهاند .
يمترون : مريه : شكّ و مردد بودن « يمترون » شك مىكنند .
مشهد : اسم مكان است : محلّ حضور . آن در آيه مصدر ميمى است