36 - اللَّه پروردگار من و پروردگار شماست ، او را بپرستيد كه راه راست همين است
37 - احزاب از بين مردم اختلاف كردند واى براى كافران از حضور در قيامت بزرگ
38 - روزى كه پيش ما مىآيند بسيار شنوا و بينا هستند اما امروز ظالمان در گمراهى آشكار مىباشند
39 - مردم را انذار كن از روز حسرت ، وقتى كه كار تمام مىشود ، مردم در غفلتند و ايمان نمىآورند
40 - ما وارث زمين و هر كه در زمين است خواهيم شد و به سوى ما بر خواهند گشت .
كلمهها
انتبذت : نبذ : انداختن چيزى از روى بىاعتنايى . يا انداختن مطلق ، خواه انداختن معمولى باشد مانند
لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ
قلم / 49 و خواه معنوى ، مانند
فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ
انتباذ :
اعتزال و كنار شدن « انتبذ فلان : اعتزل و تنحّى فى ناحية » .
تمثل : تمثّل به معنى تشكّل و به صورت چيزى در آمدن است « تمثّل الشيء : تصور له » .
اهب : هبه بخشيدن و دادن چيزى بدون عوض « اهب » متكلّم وحده است ، تقديرش « لان اهب » است : تا بدهم و هبه كنم .
بغيا : بغاء : زنا . بغىّ : زناكار ، بغى : طلب توأم با تجاوز ، زناكارى تجاوز از حدّ است .
مقضى : حتمى شده . قضاء در اصل به معنى فيصله دادن و محكم كردن است . به معنى حكم ، صنع و حتم نيز آيد ، آن در آيه به معنى حتمى شده و تمام شده است .
قصى : قصو : دورى « قصى المكان : بعد » قصىّ به معنى دور ، اقصى به معنى