تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
36 - اللَّه پروردگار من و پروردگار شماست ، او را بپرستيد كه راه راست همين است 37 - احزاب از بين مردم اختلاف كردند واى براى كافران از حضور در قيامت بزرگ 38 - روزى كه پيش ما مىآيند بسيار شنوا و بينا هستند اما امروز ظالمان در گمراهى آشكار مىباشند 39 - مردم را انذار كن از روز حسرت ، وقتى كه كار تمام مىشود ، مردم در غفلتند و ايمان نمىآورند 40 - ما وارث زمين و هر كه در زمين است خواهيم شد و به سوى ما بر خواهند گشت .

كلمه‌ها

انتبذت : نبذ : انداختن چيزى از روى بىاعتنايى . يا انداختن مطلق ، خواه انداختن معمولى باشد مانند
لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ
قلم / 49 و خواه معنوى ، مانند
فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ
انتباذ : اعتزال و كنار شدن « انتبذ فلان : اعتزل و تنحّى فى ناحية » . تمثل : تمثّل به معنى تشكّل و به صورت چيزى در آمدن است « تمثّل الشيء : تصور له » . اهب : هبه بخشيدن و دادن چيزى بدون عوض « اهب » متكلّم وحده است ، تقديرش « لان اهب » است : تا بدهم و هبه كنم . بغيا : بغاء : زنا . بغىّ : زناكار ، بغى : طلب توأم با تجاوز ، زناكارى تجاوز از حدّ است . مقضى : حتمى شده . قضاء در اصل به معنى فيصله دادن و محكم كردن است . به معنى حكم ، صنع و حتم نيز آيد ، آن در آيه به معنى حتمى شده و تمام شده است . قصى : قصو : دورى « قصى المكان : بعد » قصىّ به معنى دور ، اقصى به معنى