18 - مريم گفت : من از تو به خدا پناه مىبرم و اگر تقوى كارى مرا اذيت مرسان
19 - گفت : من فقط فرستادهء پروردگار تو هستم آمدهام تا پسر پاكى به تو عطا كنم
20 - مريم گفت : چگونه مرا پسرى باشد كه انسانى به من دست نزده و زناكار نبودهام .
21 - فرشته گفت : كار چنين است ، خدايت گفت اين كار بر من آسان است و تا او را براى مردم معجزهاى قرار بدهيم و رحمتى باشد از ما و اين كار ، حتمى است
22 - پس به وى حامله شد و با او در مكان دورى گوشه گرفت
23 - درد زائيدن او را سوى تنه درختى كشيد ، گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و شىء حقير و فراموش شده بودم
24 - عيسى او را از طرف پائين ندا داد غم مخور ، خدايت در پائين پاى تو نهرى قرار داده است
25 - تنه خرما را سوى خويش تكان بده كه خرماى تازه بر تو بيافكند
26 - بخور و بياشام و شاد باش و اگر از آدميان كسى را ديدى بگو من براى خدا روزهاى نذر كردهام ، امروز با احدى سخن نخواهم گفت
27 - عيسى را در حالى كه در آغوش گرفته بود پيش قوم خويش آورد ، گفتند : مريم چيز عجيبى آوردهاى ؟
28 - اى خواهر هارون ، پدرت مرد بدى نبود و مادرت زناكار نبود
29 - مريم به عيسى اشاره كرد ، گفتند : با بچهاى كه در گهواره است چطور سخن گوئيم
30 - عيسى گفت : من بندهء خدا هستم ، به من كتاب داده و مرا پيغمبر كرده است
31 - و هر جا باشم مرا با بركت فرموده و به نماز و زكات سفارش كرده مادامى كه زندهام
32 - مرا به مادرم نيكوكار كرده و ستمگر و شقى قرار نداده است
33 - سلام بر من روزى كه متولد شدم و روزى كه خواهم مرد و روزى كه زنده مبعوث خواهم گرديد
34 - اين است عيسى بن مريم ، اين است سخن حق كه در آن ترديد مىكنند
35 - خدا را نرسد كه فرزندى بگيرد ، او پاك است از اين كار ، چون كارى را اراده كند به آن مىگويد : باش و مىشود
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٣٠٩