تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
18 - مريم گفت : من از تو به خدا پناه مىبرم و اگر تقوى كارى مرا اذيت مرسان 19 - گفت : من فقط فرستادهء پروردگار تو هستم آمده‌ام تا پسر پاكى به تو عطا كنم 20 - مريم گفت : چگونه مرا پسرى باشد كه انسانى به من دست نزده و زناكار نبوده‌ام . 21 - فرشته گفت : كار چنين است ، خدايت گفت اين كار بر من آسان است و تا او را براى مردم معجزه‌اى قرار بدهيم و رحمتى باشد از ما و اين كار ، حتمى است 22 - پس به وى حامله شد و با او در مكان دورى گوشه گرفت 23 - درد زائيدن او را سوى تنه درختى كشيد ، گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و شىء حقير و فراموش شده بودم 24 - عيسى او را از طرف پائين ندا داد غم مخور ، خدايت در پائين پاى تو نهرى قرار داده است 25 - تنه خرما را سوى خويش تكان بده كه خرماى تازه بر تو بيافكند 26 - بخور و بياشام و شاد باش و اگر از آدميان كسى را ديدى بگو من براى خدا روزه‌اى نذر كرده‌ام ، امروز با احدى سخن نخواهم گفت 27 - عيسى را در حالى كه در آغوش گرفته بود پيش قوم خويش آورد ، گفتند : مريم چيز عجيبى آورده‌اى ؟ 28 - اى خواهر هارون ، پدرت مرد بدى نبود و مادرت زناكار نبود 29 - مريم به عيسى اشاره كرد ، گفتند : با بچه‌اى كه در گهواره است چطور سخن گوئيم 30 - عيسى گفت : من بندهء خدا هستم ، به من كتاب داده و مرا پيغمبر كرده است 31 - و هر جا باشم مرا با بركت فرموده و به نماز و زكات سفارش كرده مادامى كه زنده‌ام 32 - مرا به مادرم نيكوكار كرده و ستمگر و شقى قرار نداده است 33 - سلام بر من روزى كه متولد شدم و روزى كه خواهم مرد و روزى كه زنده مبعوث خواهم گرديد 34 - اين است عيسى بن مريم ، اين است سخن حق كه در آن ترديد مىكنند 35 - خدا را نرسد كه فرزندى بگيرد ، او پاك است از اين كار ، چون كارى را اراده كند به آن مىگويد : باش و مىشود