مىپرسيد حال آنكه آنها در مقابل معلومات خدا چيزى نيستند .
ناگفته نماند : هر چيزى كه به وجود مىآيد و هر واقعهاى كه اتّفاق مىافتد ، بعنوان اينكه دليلى بر وجود خداست ، مىشود كلمه ناميده شود ، زيرا كلمهايست دالّ بر وجود . ولى به نظر مىآيد كه منظور از « كلمات » در آيه هر كلمه و كلامى است كه دلالت بر وجود و صفات و جلال و جمال خدا دارد .
يعنى : اگر دريا مركّب باشد براى نوشتن كلمات خدا ، دريا تمام مىشود ولى كلمات خدا تمام نمىشود و اگر مانند آن دريا را كمك بياوريم باز دريا تمام مىشود ، منظور بيان غير قابل شمارش بودن كلمات خداست ، لزومى ندارد بگوئيم : كدام دريا و چگونه دريايى است .
در تفسير برهان از امام صادق عليه السّلام نقل شده است : به تو خبر دهم كه كلام خدا را آخر و غايتى نيست و أبدا منقطع نمىشود
« اخبرك أنّ كلام اللَّه ليس له آخر و لا غاية و لا ينقطع ابدا »
بهر حال اين آيه براى نگارنده مجهول ماند ، و اللَّه اعلم .
110 -
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
.
اين آخرين آيهء سورهء كهف است و مىتواند تكميل
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها . . .
باشد يعنى خودت را هلاك مكن و به آنها بگو : من مانند شما بشرى هستم با اين فرق كه به من اين طور وحى مىشود كه . . .
بدانيد كه فقط يك معبود داريد ، ديگر خدايان ، باطل و غلطند ، و هر كس مىخواهد پاداش و بهشت خدا را دريابد بايد كارهاى شايسته انجام بدهد و فقط خدا را عبادت كند و احدى را به عبادت پروردگار شريك نكند . بدينسان