طبرسى است ، در كشاف گويد : « الفردوس : هو البستان الواسع الجامع لاصناف الثمر » گفتهاند در اصل لغت رومى است ، ظاهرا مراد از آن وسعت نعمتهاى بهشتى است نظير
جَنَّاتِ النَّعِيمِ
آن فقط دو بار در قرآن آمده است ( مؤمنون / 1 ) .
نزلا : ( بر وزن عنق ) : آنچه براى ميهمان آماده شده است ( همين سوره / 102 ) .
حولا : حول ( بر وزن قول ) : تغير و انفصال ، اين معناى اصلى آن است حول ( بر وزن عنب ) : اسم فعل است به معنى انتقال .
مداد : مركب . از كشاف و جوامع الجامع به دست مىآيد كه علّت اين تسميه زياد شدن وزن دوات به واسطه آنست ، چون مد و مدد در اصل به معنى زيادت است « مدد » : كمك و آنچه باعث زيادت نيرو مىشود .
كلمات : منظور از كلمات موجودات است زيرا كلم به معنى زخم زدن و اثر گذاشتن است ، موجودات ، آثار خدا هستند ، و شايد علّت اين تسميه آنست كه كلمه دلالت به معناى خود دارد ، موجودات نيز دلالت به موجود خدا دارند .
تنفد : نفاد : فانى شدن تمام شدن « النفاد : الفناء » .
شرحها
شش آيه اول در رابطه با آيه
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
در اول سوره و نيز در رابطه با اعمال مشركان و بدكاران است يعنى : ما وسائل مادى در روى زمين را براى به وجود آمدن « احسن العمل »