107 - كسانى كه ايمان آورده و اعمال نيكو انجام دادهاند بهشتهاى وسيع جاى آنهاست .
108 - در آنها پيوستهاند و از آنها انتقال يافتن نمىخواهند
109 - بگو اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار من مركب باشد ، دريا تمام مىشود پيش از آنكه كلمات خدايم تمام شود گر چه نظير آن را نيز كمك بياوريم
110 - بگو : من فقط بشرى هستم مانند شما كه به من وحى مىشود حق اين است كه خداى شما خداى يگانه است هر كه پاداش خدايى را اميد دارد بايد عمل شايسته كند و هيچكس را در عبادت پروردگارش شريك نكند
كلمهها
اخسرين : خسر : كم شدن ، ضرر و زيان . خاسر : زيان ديده . اخسر : زيانديدهتر جمع آن اخسرون است .
ضل : ضلالت : گمراهى . ضلالت كار بىنتيجه بودن آن است .
صنعا : صنع ( بضم اول ) : عمل و كار . طبرسى و راغب قيد « جودت » را در آن آوردهاند يعنى جودت فعل ، شايد فرقش با فعل همان جودت و دقت و محكمى باشد .
حبطت : حبط ( بر وزن فلس ) : پوچ شدن بىاثر شدن .
وزن : وزن : سنجش و اندازه گيرى ، به معنى اعتبار و منزلت نيز آيد ، فيومى در مصباح گويد : « ما اقمت له و زنا » كنايه از اهمال و دور انداختن است . به نظر مىآيد آن در آيه به معنى توزين باشد چنان كه خواهد آمد .
هزو : هزو ، هزء : مسخره كردن . آن در آيه به معناى مفعول « مهزوء به » است ( مسخره شده ) .
فردوس : باغى كه در آن ميوه و گل و سائر اسباب لذات جمع است اين قول