حمله كورش بغرب ايران :
كورش پس از رسيدن به پادشاهى با پادشاه « ليدى » كه كرزوس نام داشت روبرو گرديد ، مورخين يونان عقيده دارند ، كه اول بار كرزوس دست به دشمنى زد و كوروش را مجبور به توسل به شمشير نمود ، كوروش در اين جنگ پيروز شد ، « ليدى » در آسياى صغير موسوم به آناطولى ( تركيه امروز ) قرار داشت ، حكومت ليدى دست نشاندهء يونان بود ، كوروش با مغلوبين طورى با بزرگوارى رفتار نمود كه مردم احساس نمىكردند كه آتش جنگ به خانه آنها كشيده شده است .
به نظر ابو الكلام اين سفر كه كوروش به غرب ايران كرده است همان است كه در آيات
فَأَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ . . .
آمده است اكنون اگر نقشه سواحل آسياى صغير را برابر خود بگذاريم مىبينيم كه بيشتر ساحل به خليجهاى كوچك منتهى مىشود ، مخصوصا در نواحى حدود « ازمير » كه دريا تقريبا صورت يك چشمه بزرگ به خود مىگيرد مىتوان گفت : كوروش در اين سفر به نقطهاى از سواحل درياى « اژه » نزديك ازمير مىرسد و در آنجا متوجه مىشود كه دريا صورت چشمهاى به خود گرفته آب نيز از گلولاى ساحل تيره رنگ به نظر مىرسد در حوالى غروب اگر كسى اينجا ايستاده باشد خواهد ديد كه قرص خورشيد در آب محو مىشود يعنى : « تغرب في عين حمئة » .
حمله بمشرق :
حمله دوم كوروش متوجه مشرق شد ، قبائل وحشى و عقب ماندهء « كيد روسيا » و « باكتريا » كه در نواحى مشرق سكونت داشتند سر به شورش برداشته بودند ، كوروش براى خواباندن فتنه به آنجا لشكر كشيد مراد از آن ، سرزمين « مكران » و « بلوچستان » فعلى است و « باكتر » همان بلخ است و آيات
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ