تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
فرمود : سپس مرا شوقى و عشقى « 1 » فرا گرفت ، به سجده افتادم ، خدا ندايم فرمود : من پيش از تو بر هر پيامبرى پنجاه نماز واجب كرده‌ام ، بر تو و امت تو نيز واجب كردم ، برخيز تو در امت خود هستى . آن حضرت فرمود از آن محل پائين آمدم تا به ابراهيم رسيدم ، چيزى از من نپرسيد تا به موسى رسيدم ، موسى گفت : يا محمّد چه كار كردى ؟ گفتم : پروردگارم فرمود : بر هر پيامبر پيش از تو پنجاه نماز واجب كرده‌ام ، بر تو و امت تو نيز واجب كردم موسى گفت : اى محمّد امت تو آخرين و ضعيفترين امتهاست ، خدايت چيزى او را زياد نمىكند ( بر عزت او نمىافزايد ) امت تو قدرت چنين تكليفى ندارند به سوى پروردگارت برگرد و تخفيف بخواه . من به سوى پروردگارم برگشتم تا به سدرة المنتهى رسيدم ، به سجده افتادم آن گاه گفتم : بر من و امت من پنجاه نماز واجب كردى نه من طاقت آن را دارم و نه امت من ، تخفيف فرما . خدا ده ركعت تخفيف داد ، پيش موسى برگشتم به او خبر دادم ، گفت : برگرد قدرت آن را ندارى ، به سوى خدايم بازگشتم ، باز ده ركعت تخفيف داد . به نزد موسى آمده خبر كردم ، گفت : برگرد ، در هر برگشتن به سجده مىافتادم ، خدايم تخفيف مىداد تا به ده نماز رسيد ، به موسى خبر كردم گفت : طاقت آن را ندارى ، به سوى پروردگارم بازگشتم ، پنج نماز تخفيف داد ، به سوى موسى برگشتم و خبر دادم ، گفت طاقت نمىآورى ، گفتم از پروردگارم حيا مىكنم ، بر پنج نماز صبر مىكنم . ندا كننده‌اى ندايم كرد ، در اثر صبرى كه كردى اين پنج نماز برابر پنجاه
هامش
( 1 ) عبارت عربى « صبابه » است آن با صاد بمعنى عشق و شوق و با ضاد نقطه‌دار بمعنى ابر رقيق است .