مصدر ميمى است به معنى هلاكت ، و نيز اسم مكان است به معنى مهلكة و محل هلاكت .
مصرفا : صرف : برگرداندن ، خواه برگرداندن از حالى به حالى باشد يا از جايى به جايى ، « مصرف » ( بر وزن مسجد ) اسم مكان است به معنى محل برگرداندن يا برگشتن .
تصريف : برگرداندن . فرق آن با « صرف » ، بودن مبالغه در آنست و بيشتر در برگرداندن از حالى به حالى يا از كارى به كارى مىآيد ، منظور از آن بيان داشتن مطلب در قوالب و اشكال مختلف است .
جدل : جدال : منازعه و خصومت . جدل ( بر وزن شرف ) : شدت خصومت . جوهرى در صحاح آن را اسم مصدر گفته است .
قبلا : قبل ( بر وزن عنق ) گاهى به معنى جلو و پيش است مانند
إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ
يوسف / 26 ، و گاهى به معنى روبرو و آشكار « رأيته قبلا : اى عيانا و مقابلة » منظور از آيه معناى دوم است .
يدحضوا : دحض : لغزيدن و سقوط . آن را زوال و بطلان نيز گفتهاند ادحاض : ساقط كردن « ليدحضوا » : تا ساقط كنند .
هزو : هزء و هزو : مسخره كردن . كه حاكى از تحقير مسخره شده دارد صيغهء اول به ضمّ هاء و دومى به ضمّ ها و واو است .
اكنة : كنّ ( به فتح اول ) : پوشاندن . و به كسر اوّل غلاف يا ظرفى است كه چيزى در آن پوشيده شود ، جمع آن اكنّه است .
وقرا : وقر ( بر وزن عقل ) : ثقل سامعه . منظور از آن بىاعتنايى و ثقل معنوى است .